بلاگ دوستان...   

دو تا مطلب کوتاه از بلاگ
حرفهای يه ديوونه :
عشق هری ( از بيل هورتون )
مرد ، مجذوب انحناهاي وسوسه انگيز و برق طلايي اندامش ، به او نگاه كرد .
اما آنچه مرد را به راستي از خود بي خود ميكرد ، صداي او بود ، صدايي گاه ملايم و شهوت انگيز و گاه آزاد و وحشي .
او هميشه با حال و هواي مرد هماهنگ بود .
مرد اورا عاشقانه به لبهايش نزديك كرد .
امشب ، هري و ترومپتش ، باهم موسيقي زيبايي مي آفريدند .
--------------------------------------------------------------------
وقتي بهش گفتم
كه يك چيزي تو سينه ام
بالا و پايين مي پره
چشمهاش برقي زدند
و پيش خودش فكر كرد كه حتما عاشق شدم…
دختر بيچاره !
خبر نداره ،كه من
ديشب ، يك فورباغه زنده رو بلعيدم!
(پدرام رضايي زاده - بهمن 81)
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٢۸ - Pishi maloos

   و باز هم ... جوک !   

- به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!
- این جوک به دلیل اعتراض جی افم !!! سانسور شد...
- كوره ميره تو آشپزخونه دستش ميخوره به رنده ميگه: اين دری وریها چيه اينجا نوشته؟!
- غضنفر تو يك دهي دكتر بوده، ميخواسته به يك زنه آمپول بزنه. زنه ازين شليتههاي لايه لايه پاش بوده، هرچي غضنفر دامناش رو بالا ميزده، تموم نميشده. آخر غضنفر شاكيميشه به زنه ميگه: ببخشيد خانم، كون شما صفحه چنده؟!
- يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكييكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو ميشه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه، از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!
- غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچهها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!
- يه تركه و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمي در باره پيشرفتهاي علمي كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت تركه ميرسه، هر چي فكر ميكنه چيزي به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف ميكنن، ميگن يعني چي، مگه ميشه؟ يعني واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! تركه ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر!
- دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!
- غضنفر زنگ ميزنه به دوست دخترش ميگه: شهناز فردا بيا، خونمون خاليه. فردا دختره مياد، هر چي در ميزنه هيچكي در رو باز نميكنه!
- غضنفر بچش روز بعد از عيد فطر به دنيا مياد اسمشو می ذاره پست فطرت !
- غضنفر تعويض روغنی باز می کنه ورشکست می شه. تعويض روغنی رو طبقه دوم باز کرده بوده !
- غضنفر خودشو دار ميزنه. پزشکی قانونی اعلام می کنه : دليل مرگ : ضربه ی مغزی. می رن تحقيق می کنن می بينن با کش خودشو دار زده !
- غضنفر تو آتش سوزی می ميره : پزشکها می گن : علت مرگ ۱۰٪ سوختگش ۹۰٪ کوفتگی. مي رن تحقيق می کنن می بينن : دوستاش با بيل آتيشو خاموش کردن !
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٢۸ - Pishi maloos

   جوکهای ارسالی   

این جوکها رو دوستان برام فرستادن. البته من مسوولیت با مزه یا بی مزه بودنشو قبول نمی کنم ها !
۱- يه موتوريه با هوندا داشته تو خیابون می رفته يه دفعه يه وسپا مياد ميرسه بهش. رانندش می پرسه : تاحالا وسپا روندی؟ و ويژژژژژژژژژ گاز ميده با سرعت دور می شه. هونداييه بهش بر می خوره می گه اااااا نبايد بذارم يه وسپای قراضه ازم جلو بزنه. گاز ميده خلاصه می رسه به وسپاييه بهش می گه تا حالا هوندا روندی؟ و ويژژژژژژژژ رد می شه. باز دوباره وسپاييه مياد بهش می رسه می پرسه : تا حالا وسپا روندی؟ و با سرعت دور می شه : هونداييه که خيلی بهش برخورده بود گازو لول می کنه سر ۴ راه می بينه وسپا تصادف کرده. می ره بهش می گه : آخه تو که اينکاره نيستی واسه چی کورس می ذاری؟ وسپاييه می پرسه : تا حالا وسپا روندی؟ هوندایی می گه آره. می گه : ترمزش کجاست؟
۲- اين يکی مال زمان جنگه : گروهان ترکها ميرن عمليات. عراقيها فهميده بودن که طرف مقابلشون ترکها هستن، زرنگی کردن : اسم ترکها رو بلند صدا می زدن مثلا می گفتن : اصغر کیه؟ یارو از همه جا بی خبر پا می شد وای میستاد می گفت منم. اونا هم از فرصت استفاده می کردن با تیر میزدنش. همین تور یکی یکی همه رو صدا می کردن. ترکا میبینن خیلی وضع خرابه، می شینن فکر می کنن به این نتیجه میرسن که اونها هم همین کارو بکنن. یکیشون عراقیها رو صدا میزنه می گه : جاسم کیه؟ هیچ کی جواب نمی ده. باز می پرسه کسی جواب نمی ده. چند ثانیه بعد عراقیه میگه : کی بود با جاسم کار داشت؟ ترکه پا می شه می گه من !!! با تیر میزننش !
3- چهار تا ترک میرن سوار آسانسور می شن. ولی بلد نبودن چکار باید بکنن. دکمه ها رو نمی زدن آسانسور هم وایساده بود. یه نیم ساعت می گذره یه نفر میاد سوار آسانسور می شه دکمه رو می زنه آسانسور راه میافته. یکی از ترکا می گه : سلامتی آقای راننده صلوات !
4- یه مار با یه جوجه تیغی ازدواج میکنه بچشون میشه سیم خاردار!
5- ترکها با رشتی ها سر دریای خزر دعواشون می شه. اینا می گفتن مال ماست، اونها هم می گفتن مال ماست. آخرسر قرار می شه با یه طناب دریا رو نصف کنن. یه شب رشتیا میگن : ا ا دیدی عجب کلاهی سرمون رفت؟ قبلا همه دریا مال ما بود حالا نصفش. خلاصه تصمیم می گیرن برن یواشکی یه کم طناب رو جابجا کنن تا سهمشون بیشتر بشه. میرن طنابو تکون بدن می بینن ترکها صف کشیدن دارن آبو از این طرف طناب می ریزن اون طرف !
6- به ترکه میگن با گوهر جمله بساز. میگه توی گو، هر وقت منو میبینی میگی جمله بساز!
7- تركه شاكي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ انچهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ انچهره!
<<< بابا جوک بی ادبی نفرستید >>>
8- تركه ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه: اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاه به كيف پولش ميكنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده و شروع ميكنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس می رسه تهران، رانندهه ميبينه تركه داره از دور می دوه و میاد و هی فحش می ده. تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: مردک فلان فلان شده چرا هر چی داد می زنم نگه نمی داری؟ من می خواستم کرج پياده شم!
9- بچه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسر ترك جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره ور ميداره يه هزاري ميذاره كف دست يارو. تركه تو تاريكي نگاه ميكنه به هزاري، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد حضرت امام، تو تاريكي نشناختمتون!
10- تركه تو مسابقه دو دوپينگ ميكنه، ازقضا آخر ميشه! رفقاش ميپرسن: بابا چرا آخر شدي؟ميگه: آخه نميخواستم بهم مشكوك شن!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٢۸ - Pishi maloos

   جوکهای برگزيده   

- جعبه سياه حسين فهميده را پيدا ميکنن. ميبينن يه صدايی داره از توش مياد که می گه : سيد جون توروخدا هول نده !!!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٢٦ - Pishi maloos

   اداره ی کل حمايت از حقوق تحويل گرفته نشده ها !   

بالاخره يه نفر مارو تحويل گرفت. (ياد بگيريد بی عرضه ها!)(شما مثلا به چه دردی می خوريد؟) من همين جا اعلام کنم : هر کی بلاگمو بخونه و نظر نده الهی کوفتش بشه !!!
تبريک می گم :‌ داداشی و آبجی کو چيکه به من لينک دادن. متشکککککککککککککککرم.
ضمنا تا الان ۳۰۰ نفر بلاگ منو ديدن (که ۲۹۸ تاش خودم بودم !!!) يکی داداشی يکی هم آبجی کوچيکه !!!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٢٦ - Pishi maloos

   و باز هم جوک...   

- غضنفر با زير شلواري مي ره خواستگاري. می پرسن چرا با زیر شلواری؟ می گه شاید وصلت شد، شب رو موندیم !
- بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن میمیره، علی میره برای خانواده ی بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسووا تلگراف خونه می گه : هر کلمه هزار تومان، برای تاریخ و امضا هم پول نمی گیریم. علی می گه بنویس : بهمن تیر خرداد مرداد !
- در ایام قدیم یه کشتی باری بود که ناخدای شجاعی داشت. یک روز دزدان دریایی به کشتی حمله کردند، ناخدا گفت : اون پیراهن قرمز منو بیارید، پیراهن رو پوشید و در کنار ملوانانش مردانه جنگید و دزدان را فراری داد. از او فلسفه پیراهن قرمز را پرسیدند. گفت : برای این است که اگر من زخمی شدم و خونریزی کردم، شما نفهمید و روحیه تان را از دست ندهید. چند بار دیگر هم همین اتفاق افتاد و هر بار دزدان در مصاف با کاپیتان پیراهن قرمز شکست می خوردند. یک روز دیده بان گفت : 10 تا کشتی دزدان همزمان به ما حمله کرده اند. همه وحشت کردند یکی دوید تا پیراهن قرمز کاپیتان را بیاورد. کاپیتان که این دفعه حسابی ترسیده بود گفت : پیراهن قرمز لازم نیست، اون شلوار قهوه ای منو بیارید !!!
<< خداییش همین یه جوک ارزششو داشت که کل بلاگ بی مزه منو بخونید. >>
- یه اصفهانیه تو بازار نشسته بود شامی می خورد. دوستش رو دید. گفت : شامی شب مونده می خوری؟ دوستش گفت : آره. اصفهانیه گفت : پس برو فردا بیا !
- یه روزهم یه اصفهانیه داشته غذا می خورده، یه اسب سوار از کنارش رد می شه، اصفهانیه می گه : بفرما غذا، اسب سواره پیاده می شه می گه متشکرم، حالا این میخ مهار اسب رو کجا بکوبم؟ اصفهانیه که از حرفش پشیمون شده بود می گه : روی زبان بنده !
- از غضی (همون غضنفر است اینجوری بهتره هم خودمونی تره هم تایپش آسون تر !) می پرسن : آفتاب بهتره یا مهتاب؟ می طه خوب معلومه مهتاب. آفتاب که به دردی نمی خوره، روزا که هوا روشنه ما نمی خواهیمش ، میاد ، ولی شبا که ما می خواهیمش نمیاد !
- اصفهانيه موز می خوره معده اش تعجب می کنه !
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٢۳ - Pishi maloos

   يه مطلب باحال   

اينو از اينجا براتون می نويسم :

کامپيوتر دختره يا پسر؟؟؟
مدتها اين بحث داغ بوده که کامپيوتر دختره يا پسر؟ خلاصه رای گيری ميکنن و يه نتايجی به اين شکل به دست مياد .محکوم نکنید بابا آماره ديگه:))

دخترها گفتند کامپيوتر مذکره ! به اين دلايل:
۱- وقتی بهش عادت ميکنيم؛ فکر ميکنيم بدون اون نميتونيم کاری بکنيم .
۲-با اونکه اطلاعات زيادی دارند ؛نادونن!بدون برنامه آماده هیچ کاری نمیکنن!
۳-قراره مشکلات رو حل کنن ؛اما اغلب مشکل خودشونن!
۴-همين که بهشون عادت میکنیم ؛ کاراييشونو از دست ميدن !
۵- نگاه کردن به history شون معمولا باعث ميشه شاخ دربياريم !

پسرها گفتند کامپيوتر مونثه! به اين دلايل:
۱-به غير از خالقشون کسی از منطق درونيشون سر در نمياره!
۲- فهميدن زبونشون مستلزم سالها رنج بردن و تلاش کردنه!
۳-وقتی با هزار زحمت زبونشونو یاد میگیریم تازه میفهمیم یه زبون جدید اومده!
۴-همین که پایبندش بشیم باید همه پولمونو خرج خرید لوازم جانبیش کنیم!!!
۵-دائم باید update شون کنیم وگرنه کاراییشونو از دست میدن!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٢٢ - Pishi maloos

   یک کلام هم از پیشی...   

رهبر من آن نوجوان 13 ساله ایست که تانک به کمر خود می بندد و ... (نه مسخره بازی نیست، یه نفر اومده بود برای ما سخنرانی کنه... که این سوتی ازش صادر شد!)

با عرض سلام :
اولندش که : قربون همه شما که مارو تحویل گرفتید. (ببینم اون دوستانی که اون عقب نشستن حال می کنن؟) از تشاویق و تعاریف و تصاویف و تماجید و تباریک و تهانیت و لینکهای نداده ی شما کاملا متشکرم ! (بابا لینک بدید، عقده ای شدم!) << غضنفر میره امریکا کنسرت ابی، میگه ااااااااه چه کیفیتی ! >> چه ربطی داشت ؟!
دومندش که : همه اونایی که با این بلاگ حال کردن لطف کنن و :
1- اگه مطلب طنز دارن بفرستن. کفگیر به ته دیگ خورده !
2- نظر بدن. اگه بلاگ دارن مارو هم اونجا معرفی کنن. لینک بدن.
3- چون خیلی از دوستان خواستن تو yahoo messenger با من بچتن (حالا کلاس نذار بابا!، فقط یه نفر خواسته !) می تونن با این ID با من ارتباط داشته باشن : pishi_maloos_s ،ای میل من : pishi_maloos@hotmail.com
4- بابا یه کم به GF هاتون بگید بیان اینجا. یه کم تبلیغ کنید. من که مُردم. این همه تبلیغ کردم. بابا دو زار تحویل بگیرید (پولشم میدم!). البته من هنوز بلاگم ثبت نشده یعنی تو لیست بلاگ داران نرفته ، وگر نه که روزی 1000000000 تا بازدید کننده داشتم. (آره جون خودم)(دارم فکر می کنم وقتی ثبت شد چه بهونه ای بیارم!) راستی اشتباه نکنید... گفتم GF دیدم بعضیها اخماشون رفت توهم. عزیزم شما فکرت منحرفه تقصیر من چیه؟ برای اونایی که نمی دونن می گم : GF مخفف Grand Father است !
5- هر کس خواست می تونه از مطالب اینجا ( با ذکر منبع ) تو بلاگش یا هر جای دیگه استفاده کنه.
6- من تا شنبه نیستم (پیشی رفته ددر) راستی یادتون که نرفت برید راهپیمایی ؟ از آرمانهای بلند انقلاب... !!! خوب حالا چرا می زنی؟ ببخشید. خوبی بلاگ من اینه که 1- سیاسی نیست، 2- با ادبه (فقط جوکهای پاستوریزه) یادتون نره، هیچ فرقی نمی کنه چه جوکی باشه فقط باید... ،موفق باشید :

بای فور ناو (bye4now)
your pishi
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٢٢ - Pishi maloos

   سرگرمی (خطای دید)   

بنائي که در اين عکس مي بينيد، چند تا ستون دارد؟ دو تا ؟ يا سه تا ؟ Pelare
همین طور که به شکل نگاه می کنی، سرتو عقب جلو ببر ! Circles
بازم همون سوال همیشگی : کدام یک از خطوط زرد رنگ بزرگتر است؟ (هر دو هم اندازه هستند) Equal Lines
تعداد نقطه های سیاه و سفید چند تااست؟ یه کم سخته نه؟ Dots
به چهارتا نقطه ای که در وسط اين شکل وجود دارد حدود 30 ثانيه خيره شويد! سپس چشمانتان را ببنديد به صندلي تکيه داده و سرتان را به عقب برگردانيد، سعي کنيد اين احساس را داشته باشيد که واقعا" ميخواهيد چيزی را ببينيد! حالا چي مي بينيد؟ جالب نيست؟ Jesus
لینک
۱۳۸۱/۱۱/۱۸ - Pishi maloos

   بخندید !   


لینک عکسهای خنده دار از روی نت:
ladies first blade giahan loobia vaznebardar bsb wolf
tashrifat

**۱** **۲** **۳** **۴** **۵** **۵** **۶** **۶** **۷**
وای که من چقدر خنگم !‌ یه ساعته دارم فکر می کنم :‌ اینا که ۹ تا بودن، چرا حالا ۷ تان ؟ ‌!!!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/۱٧ - Pishi maloos

   بازم جوکهای بی مزه !   

-- غضنفر ادعاي پيغمبري ميكرده، ملت بهش ميگن: بابا پيغمبري همين ريختي الكي كه نيست... پيغمبرا معجزه دارن، كتاب دارن.. تو اصلاٌ كتابت كو؟ غضنفر يكم فكر ميكنه، ميگه: كتابا هنوز چاپ نشده، فعلاٌ جزوه ميگم بنويسيد!!!
-- از غضنفر ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!!!
-- به تركه ميگن ميتوني با تويوتا پاجرو جمله بسازي؟ ميگه: تويوتاكه گد گشيده، پاجيروفتي روي سينم!!
-- غضنفر رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. غضنفر يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!
-- تركه ميميره، اون دنيا در حيني كه داشتن به حساب كتاباش رسيدگي ميكردن ميره پيش جبرئيل، ميگه: من از خدا يك سوال واجب دارم، ميشه برم بپرسم؟ جبرئيل ميگه: باشه، برو طبقة بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. تركه ميره طبقة بالا، در رو باز ميكنه، ميبينه خدا پشت يك ميز نشسته داره با يكي از فرشته‌ها به حساباي مردم ميرسه. خلاصه سلام ميكنه ميره جلو، ميگه: خداجان، الهي گربان او بزرگيت بشم من، الهي فدات بشم... چرا تو دنيا اين همه ترك آفريدي؟! بري تو آذربايجان همه تركند، بري تهران پر تركه، بري بلوچستان، بري شمال، بري جنوب، غرب، شرق، بازم ترك پيدا ميشه... بري آلمان بازم ترك پيدا ميشه، بري كانادا، بري آمريكا بازم ترك پيدا ميشه... بري كرة ماه بازم ترك پيدا ميشه!! آخه خداجان، واسه چي اينقدر ترك آفريدي؟!! خدا يكم تركه رو نگاه ميكنه، به معاونش ميگه: اصگر ببين اين چي ميگه بابا... هي وگت مارو ميگيرند!!!
-- يارو تو انتخابات كانديد ميشه، بعد كه رايها رو ميشمرن، ميبينه سه تا راي آورده. شب ميره خونه، خانومش در جا يكي مي‌خوابونه تو گوشش، ميگه: ميدونستم پاي يك زنه ديگه هم وسطه!
-- زنه هنرپيشه بوده، به شوهرش ميگه: ديدي وقتي تو فيلم خودم رو زدم به مردن،‌ چطوري همه داشتن گريه ميكردن؟!‌ يارو ميگه: آره، آخه ميدونستن كه واقعا نمردي!
-- غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد!
-- به غضنفر گفتند : ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت : فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!
-- ترکه شب خواب می بينه داره بزگترين نون بربری دنيا رو می خوره. صبح که پا می شه ميبينه پتوش نيست !
-- ترکه تو گرمای ۴۰ درجه زير لحاف خوابيده بوده بهش ميگن آقا شما ترکی؟‌ می گه : بله... مگه از زير لحاف هم معلومه ؟
********* بقیه جوکهارو به صورک لینک از farsijoke براتون مي نويسم :
two letters museum poopaper scoolpic chlandan japname 20sticks iamanelm wetpants
لینک
۱۳۸۱/۱۱/۱٧ - Pishi maloos

   الهی بميريد !   

از راهنماييهای شما در مورد counter خيلی ممنون. (خيلی نامرديد) يه نفر هم چيزی نگفت. من هم برای رو کم کنی هم که شده خودم رفتم راهشو پيدا کردم. (پایین صفحه را نگاه کنید و بسوزید!) حالا دوستانی که ميخواهند counter بذارن مي تونن برن اينجا .
- ضمنا counter من از اين لحظه شروع به کار کرده. برای همينه که عددش کمه !‌(آره جون خودم!تا ۱۰ سال ديگه هم هيچ فرقی نمی کنه!)
لینک
۱۳۸۱/۱۱/۱٦ - Pishi maloos

   يه چيزه باحال اينترنتی !   

توروخدا اینو امتحان کنید. (نظر هم بدید)(مُردم بابا!)
- تاحالا *** رقاص *** کامپيوتری ديده بوديد ؟
اين برنامه را نصب کنيد. وقتی يه آهنگ با کامپيوتر گوش می کنيد متناسب و هماهنگ با موزيک براتون می رقصه !!!
- اين هم ياهو مسنجر فارسی برای آنها که فارسی را پاس ميدارند.
لینک
۱۳۸۱/۱۱/۱٥ - Pishi maloos

   طنز اينترنتی   

عشقهای ۲۰۰۰ !
دوباره شب شد و من بيقرارم ..... كانكت كن زود بيا در انتظارم
بيا من امدم پاي مسنجر ..... شدم محسحور اواي مسنجر
بيا هارد دلت را ما ببينيم ..... گلي از گنج هوم پيجت بچينيم
بيا ايكون نماي بي نشانم ..... كه من جز ادرس ميلت ندارم
بيا فرهاد باز بي تو غش كرد ..... و حتي هارد ديسكم هم كش كرد
بيا اي عشق دات كام عزيزم ..... به پاي تو دبليو ها بريزم
مرا در انتظار خويش مگزار ..... ويا زاندازه ان بيش مگزار
بيا اي حاصل سرچ جهاني ..... بيا اجرا كن ان فايل نهاني
بيا در دل تورا كم دارم امشب ..... حدودا صد مگي غم دارم امشب
اگر ايي دعايت مينمايم ..... دعا تا بينهايت مينمايم
اگر ايي دعاي من همين است ..... ويا نقل به مضمون اش چنين است:
مبادا لحظه اي دي سي شوي يار ..... جدا از پاي ان پي سي شوي يار
مبادا نام مارا پاك سازي ..... و كاخ ارزو را خاك سازي
بمان تا جاودان اندر دل من ..... بمان تا حل شود هر مشكل من

اين شعر را از اينجا نوشتم. بد نيست يه اين آدرس هم يه سری بزنيد.
لینک
۱۳۸۱/۱۱/۱٥ - Pishi maloos

   شوخی اینترنتی !   

رو اسبها کلیک کنید!
اينم آهنگ معروف : سکينه جان !
يک ماوس جديد !
و البته سخنان جناب آقای حسنی در مورد چت !
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٩ - Pishi maloos

   طنز رايانه ای   

. . . . . مناجات نامه خواجه عبد الله انصاری در قرن 21 !!!
ای خدا HARD دلم FORMAT مکن ............ FILD من را خالی برکت مکن
OPTION غم را خدایا ON مکن .................. FILE اشکم را خدایا RUN مکن
DELTREE کن شاخه های غصه را .............. سردی و افسردگی را هرسه را
JUMPER شادی بیا تا SET کنیم ............... سیستم اندوه را RESET کنیم
نام تو PASSWORD درهای بهشت ........... آدرس E-MAIL سایت سرنوشت
ای خدا روز عزل CAD داشتی ................... MOUSE داشتی تو مگر PAD داشتی؟
که چنین طرح 3D می زدی ...................... طرح خود بر روی CD می زدی؟
تا نیفتد BUG در اندیشه مان ................... تا که ویروسی نگردد ریشه مان
ای خدا از بهر ما ایمن فرست ................... بهر دلهای پرآتش FAN فرست
ای خدا حرف دلم با کی زنم؟ ................. HELP می خواهم که F1 می زنم!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٩ - Pishi maloos

   نوشدارو   

دوستی گفت صبر کن زیراک ................... صبر کار تو خوب زود کند
آب رفته به جوی بازآرد ........................... کار بهتر از آنکه بود کند
گفتم آب ار به جوی بازآید ...................... ماهی مرده را چه سود کند؟
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٩ - Pishi maloos

   (طنز) اسم اعظم   

سایلی پرسید از آن شوریده حال ................. گفت : اگر نام مهین ذوالجلال(1)
می شناسی بازگو ای مرد نیک ................... گفت : نان است این بنتوان گفت لیک
مرد گفتش احمقی و بی قرار ...................... کی بود نام مهین نان شرم دار
گفت در قحط نشابور ای عجب .................... می گذشتم گرسنه چل روز و شب
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز ...................... نه دری بر هیچ مسجد بود باز
پس بدانستم که نان نام مهینست .............. نقطه ی جمعیت و آرام دینست
1- نام مهین = اسم اعظم خدا
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٩ - Pishi maloos

   (طنز) طالع من   

طالعی دارم آنکه از پی آب...............گر روم سوی بحربر گردد
ور به دوزخ روم پی آتش.................. آتش از یخ فسرده تر گردد
ور ز کوه التماس سنگ کنم..............سنگ نایاب چون گهر گردد
ور سلامی برم نزد کسی.................هر دو گوشش به حکم کر گردد
اسب تازی اگر سوار شوم................زیر رانم روان چو خر گردد
این چنین حادثات پیش آید...............هر که را روزگار برگردد
با همه شکر نیز باید گفت.................که مبادا ازین بتر گردد!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٩ - Pishi maloos

   طنز شعری !   

حاجی رجب از مکه چو برگشت به میهن ........ آورد دو صد گونه ره آورد به خانه
اشیای گران قیمت و اجناس نفیسی ............. کز حسن و ظرافت همه را بود نشانه
از رادیو و ساعت و یخچال و فریزر ................... تا ادکلن و حوله و آیینه و شانه
از پرده ی ابریشم و روتختی مخمل ................ تا جامه مردانه و ملبوس زنانه
در جعبه ی محکم همه را چیده و بسته .......... تا لطمه نبینند ز آفات زمانه
دیدم که بر آن جعبه نوشته است ظریفی ..... .. "مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه!"
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٩ - Pishi maloos

   شعر   

اعرابيي خداي به او داد دختري ...... واو دخت را به سنت خود،ننگ مي شمرد
هر سال كز حيات جگرگوشه مي گذشت ..... شمع محبت دل او بيش مي فسرد
روزي ز خشم رفت و ز وسواس عاروننگ ..... حكم خرد، به دست رسوم و سنن سپرد
بگرفت دست كودك معصوم و بي خبر ..... تا زنده اش به خاك كند سوي دشت برد
او گرم گور كندن، و از جامه پدر ..... طفلك به دست كوچك خود خاك مي سترد!
..... باستاني پاريزي
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٩ - Pishi maloos

   DESCRIBING A WOMAN   

The best way of describing a woman is to use a ball.
At 18, she is a football - 22 men going after her.
At 28, she is a hockey ball - 8 men after her.
At 38, she is a Golf ball - 1 man after her.
At 48, she is a Ping-Pong ball - 2 men pushing to each other !
لینک
۱۳۸۱/۱۱/۸ - Pishi maloos

   (طنز) حافظ !   

نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس
ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم
گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي
گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟
گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري
گفتم : ز دولت عشق گفتا كه : كودتا شد
گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد
گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟
گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز
گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده
گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو زساقي حالا شده چه كاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل
گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي
گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي
گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي
گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟
گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي
گفتا كه : ادكلن شد در شيشه هاي رنگي
گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي
گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي
گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟
گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري
گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
گفتم : شما و زندان حافظ مارو گرفتي؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي!!!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/۸ - Pishi maloos

   (طنز) جریان بمیرم برات : !!!   

قصه اي ياد دارم از پدران .............................. زان جهان ديدگان پر هنران
داشت زالي(۱) به روستاي تكاو .................... مهستي نام،دختري و سه گاو
نو عروسي چو سرو تر بالان ......................... گشت روزي ز چشم بد نالان
گشت بدرش چو ماه نو باريك ....................... شد جهان پيش پيرزن تاريك
دلش آتش گرفت و سوخت جگر .................... كه نيازي جزو نداشت دگر
زال گفتي هميشه با دختر: ......................... پیش تو باد مردن مادر
از قضا گاو زالك از پي خورد(۲) ...................... پوز روزي به ديگش اندر كرد
ماند چو پاي مقعداندر ريگ .......................... آن سر مرده ريگش اندر ديگ(۳)
گاو مانند ديوي از دوزخ ................................ سوي آن زال تاخت از مطبخ
زال پنداشت هست عزراييل ......................... بانگ برداشت از پي تحويل
كاي مقلموت(۴) من نه مهستيم .................. من يكي زال پير مهنتيم

۱- پيرزن ۲- خوردن
۳- سر گاو توي ديگ گير كرد ۴- ملك الموت
لینک
۱۳۸۱/۱۱/۸ - Pishi maloos

   لطايف   

شاعري مهمل گوي پيش دوستانش مي گفت : چون به كعبه رسيدم، ديوان شعرم را براي تيمن و تبرك بر حجر الاسود ماليدم. ظريفي گفت : اگر به آب زمزم مي شستي بهتر بودي!

دو بيوه به هم گفتگو ساختند ......................... سخن را به طعنه درانداختند
يكي گفت كز زشتي روي تو ........................... نگردد كسي در جهان شوي تو
دگر گفت: نيكو سخن رانده اي ........................ تو در خانه از نيكويي مانده اي!

پیرزی فرتوت را پسر در زنبیل نهاده به زیارت پیغمبر زمان برد. پیامبر به مزاح پسر را فرمود : مادرت را به شوی ده. جوان گفت : با این پیری شوهر کردن او چگونه سزاوار و میسر باشد؟ مادر برآشفت و گفت : تو بهتر دانی یا پیامبر خدا؟

پسر عمعق بخارایی در حق سوزنی شاعر چنین می گوید :
دوش دیدم به خواب آدم را ..........................دست حوا گرفته اندر دست
گفتمش : سوزنی نبیره ی توست؟ ..............گفت : حوا به سه طلاق گر هست !

قزوینی خر گم کرده بود و گرد شهر می گشت و شکر می گفت. گفتند : شکر چرا می کنی؟ گفت از بهر از آنکه من بر خر ننشسته بودم و گرنه من نیز امروز چهارم روز بود که گم شده بودمی !

نقل است که گبری بود در عهد بایزید. گفتند : مسلمان شو، گفت : اگر مسلمانی اینست که بایزید می کند من طاقت ندارم، و اگر این است که شما می کنید آرزو نمی کنم.

جامی شاعر در مجلسی این شعر را می خواند و مکرر می کرد که :
بس که در جان فگار و چشم بیمارم تویی
هر که پیدا می شود از دور پندارم تویی
شخصی گفت : اگر خری پیدا شود؟ جامی گفت : باز می پندارم تویی !

شاعری در مدح خواجه ای بخیل، قصیده ای بگفت و برو خواند. هیچ صله (پاداش) نداد. یک هفته صبر کرد و اثری ظاهر نشد. قطعه ی تقاضایی بگفت، خواجه التفات نکرد. پس از چند روز هجو کرد، خواجه به روی خود نیاورد. شاعر بیامد و بر خانه ی او بنشست. چون خواجه بیرون آمد و او را چنان دید، گفت : ای شوخ چشم بی حیا! مدح گفتی هیچت ندادم، قطعه ی تقاضا آوردی پروا نکردم، هجو کردی به روی خود نیاوردم، دیگر به چه امیدی اینجا نشسته ای؟ گفت : بدان امید که بمیری و مرثیه ات نیز بگویم.
خواجه بخندید و او را صله ای نیکو بخشید.

گویند ملا را دو بز بود. یکی از آن دو بگریخت. ملا هر چند کوشید گرفتن آن نتوانست. برگشت و بز بسته را به زدن گرفت. سبب پرسیدند، گفت : شما نمی دانید اگر این بسته نبود از دیگری چابک تر می گریخت !

هارون الرشید از بهلول پرسید که : دوست ترین مردم نزد تو کیست؟ گفت : هر کس که شکم مرا سیر کند. گفت : اگر من شکم تو را سیر کنم مرا دوست داری؟ گفت : دوستی به نسیه نباشد!

گدايي‌ به‌ در خانه‌ يك‌ اصفهاني‌ رفت‌ و چيزي‌ خواست‌. صاحبخانه‌ به‌ غلامش‌
گفت‌: «مبارك‌ به‌ قنبر بگو كه‌ به‌ ياقوت‌ بگويد كه‌ به‌ بلال‌ بگويد كه‌
به‌ گدا بگويد كه‌ چيزي‌ نداريم‌.»
گدا شنيد و گفت‌: «خدايا به‌ جبرئيل‌ بگو به‌ ميكائيل‌ بگويد كه‌ به‌
اسرافيل‌ بگويد كه‌ به‌ عزرائيل‌ بگويد كه‌ انشاءالله جان‌ صاحبخانه‌ را
بگيرد.»

مردي‌ به‌ مزيد گفت‌: اگر سگي‌ به‌ تو حمله‌ كرد فلان‌ آية‌ قرآن‌ را بخوان‌.
مزيد گفت‌: البته‌ بهتر است‌ آدم‌ چوبي‌ هم‌ داشته‌ باشد، چون‌ همة‌ سگ‌ها عربي‌ بلد نيستند.

منصور بيگي‌ از اهل‌ مغرب‌ به‌ مردم‌ مي‌گفت‌: آيا خدا را شكر نمي‌كنيد از
وقتي‌ كه‌ مرا بر شما والي‌ كرد طاعون‌ برطرف‌ شد؟
يك‌ مغربي‌ گفت‌: خدا عادل‌تر از آن‌ است‌ كه‌ دو مصيبت‌ را يك‌ جا بفرستد!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/۸ - Pishi maloos

   جوک جديد !   

سلام. اينارو از اينجا پيدا کردم:

- از غضنفر ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!
- غضنفر ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنه‌اي خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. غضنفر ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه: نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. غضنفر ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم خواب هستن، چطور؟ غضنفر ميگه: پس دمت گرم حالا كه همه اينا خوابن يه شو هندي بذار حال كنيم!
- تركه تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، تركه يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه تركه رو ميگيرن ميبيرن بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!
- غضنفر كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!
- بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ غضنفر ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!
- غضنفر ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غضنفرميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غضنفر ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!
- ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!
- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!
- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!
- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!
- يك شب تلوزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!
- غضنفر دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!
- غضنفر ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!
- غضنفر صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره زمين بخوريم!
- غضنفر با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن!... البته از خنده!
- غضنفر از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!
- غضنفر ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. غضنفر هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!
- يك هواپيما داشته از تبريز ميرفته پاريس، وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگوها مياد: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور چپ هواپيما از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم واردم، هواپيما رو سالم ميشونم. يك مدت ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور راست هواپيما هم از كار افتاده، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم كلي تجربه دارم، تا فرودگاه بعدي هم راهي نيست، هواپيما رو سالم ميشونم. باز يك مدت هواپيما دور خودش ميچرخه، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! همين الان دم هواپيما كنده شد، ولي شما هيچ نترسيد! من خودم هواپيما رو ميشونم. يك ده دقيقه مي‌گذره، دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ... مسافران ريپيد افتر مي! اَشهداَن‌لااله‌الله!...
- غضنفر داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... غضنفر ‌ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!
- به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاري! يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي‌كنه؟ تركه ميگه: بخاريِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!
- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. تركه هم ميگه ‌باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!
- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده!
- غضنفر ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟!
- غضنفر هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا غضنفر زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ غضنفر حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟!
- وسط اردبيل يه چاهي بوده، ‌هي ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلي مي‌شدن. ميان تو شهرداري يك جلسه برگذار مي‌كنن كه واسه اين مشكل يك راه حلي پيدا كنن. يكي از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه، ‌هركي افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!‌ يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگي چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسي داشته باشن! ملت ديگه خيلي حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تو چه مخي داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق هرچي بهمون ميگن خر، حقمونه! آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چي بشه؟ مردم تعجب مي‌كنن،‌ميگن: خوب تو ميگي چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه مي‌زنيم!
- عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس، ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه... عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه::‌اََاَ....ه! ولك توچقدر ميخ داري!
- غضنفر ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. غضنفر ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!
- غضنفر ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!
- به غضنفر ميگن چند تا بچه داري؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌
- غضنفر از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟!
- به غضنفر ميگن خيلي آقايي. ميگه: ما بيشتر!
- از غضنفر مي‌پرسن: بلدي پيانو بزني؟! ميگه: نه. ولي يه داداش دارم... اونم بلد نیست!
- غضنفر يه سكه اززير خاك پيدا ميكنه، روش نوشته بوده تاريخِ ضرب: 200 سال قبل از ميلاد!
- يك گروه از محققين انسان شناسي داشتن روي تفاوت مغز نژادهاي مختلف انسان تحقيق مي‌كردند، اول مغز يك آمريكاييه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اينا اينقدر با الكترونيك و كامپيوتر ور رفتن كه تو مغزشون پر شده از IC و مدارهاي الكترونيكي. خلاصه مي‌ترسن دست به يك چيزي بزنند خراب شه، زود مغز يارو رو مي‌بندند. بعد مغز يك ژاپنيه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند اي بابا اين وضعش از آمريكاييه هم خراب تره و مغزش شده پر از مداراي نوري و چيزاي عجيب غريب، خلاصه مغز اين رو هم جرات نمي‌كنند دست بزنند. بعد جمجمه يك تركه رو باز مي‌كنند، مي‌بينند تو ش فقط يدونه سيم ازين ور جمجه رفته اونور. باخودشون مي‌گن: خوب ما اينو قطع مي‌كنيم، اگه دييدم خيلي ضايع شد، فوقش دوباره وصلش مي‌كنيم! خلاصه سيمه رو قطع مي‌كنند، يهو گوشاي تركه ميافته!
- غضنفر مجري مسابقه بيست سوالي ميشه، يارو ازش ميپرسه، جانداره؟ ميگه: نه. ميپرسه: تو جيب جا ميشه؟ تركه كلي فكر ميكنه، بعد ميگه:‌ آره ولی مواظب باش ماستی نشی!
- غضنفر ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه!
- غضنفر تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!
- ترياكيه پيغام‌گير ميخره، پيغامشو ميذاره: هَشتم... ولي خَشتَم!
- غضنفر زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!
- غضنفر به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...!
- غضنفر تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! غضنفر از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!
- غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه غضنفر براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
- غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!
- تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا مي‌كرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، غضنفر شاكي ميشه، ميگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
- غضنفرخودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!
- غضنفر ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!
- غضنفر كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!
- مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان خفه شو ميخوام بخوابم!
- غضنفر ميره مشهد حرم امام رضا رو ميبينه، ميگه: امام رضا! قربونت برم! تو بااين همه طلا چرا هشتم شدي؟!
- به غضنفر ميگن با رضا جمله بساز، ميگه: من و حسن و حسين رفتيم پارك. ميگن: پس رضاش كو؟ ميگه: آخه رضا كارداشت، نيومد!
- تركه داشته بالاي يك ساختمون پنجاه طبقه كار مي‌كرده، يهو يكي ازون پايين داد ميزنه: هوي غضنفر!‌ خونتون آتيش گرفته،‌ زن و بچت سوختن،‌ مردن! تركه هم ميگه: ديگه اين زندگي براي من معني نداره، خودشو ازون بالا پرت ميكنه پايين. همينجور كه داشته مي‌افتاده،‌ يهو به خودش ميگه: اِااه.. من كه بچه ندارم! دوباره يخورده ميره، يهو ميگه: اِاِاه.. منكه زن ندارم! ميرسه نزديكاي زمين،‌ميگه: اِاِااه..! منكه غضنفر نيستم!
- تركه سوار يه خره عكس ميگيره. عكس رو ميفرسته براي مادرش،‌ زير عكسه مي نويسه: سلام بر ننم،‌ بالايي منم!
- غضنفر دو تومنيش ميفته تو جوب، يه پنج تومني از تو جوب ور ميداره، سه تومن ميندازه تو جوب!
- غضنفر داشته ميرفته ماشين بخره،‌ زنش ازش مي‌پرسه: داري كجا ميري؟ ميگه: دارم ميرم ماشين بخرم. ميگه: ايشاالله بگو. غضنفر ميگه: برو بابا دلت خوشه! ماشين خريدن كه ايشاالله گفتن نداره. از قضا ميره تو راه پولشو ميدزدن. دست از پا دراز تر بر ميگرده خونه‌، در ميزنه. زنش ميگه: كيه؟ ‌ميگه: ايشالله منم!
- غضنفر نشسته بوده تو تاكسي كه يك زنه خيلي چاق سوار ميشه. غضنفر برمي‌گرده به زنه ميگه: مي‌بخشيد خانم، اسم شما چيه؟ زنه ‌ميگه: غنچه! غضنفر ميگه: واي تو باز بشي چي ميشي؟!
- يه جشنواره شكار بوده تو جنگل‌هاي آمازون. يه آمريكاييه بوده، يه انگليسيه با يه تركه. آمريكاييه ميره چند تا خرگوش و گوزن ميزنه، انگليسيه هم ميره چند تا آهو و خرگوش و يه چند تا حيوون ديگه ميزنه. نوبت تركه ميرسه، ميره دو تا خرگوش مياره، بهش ميگن: چي شد، فقط همين دو تا رو زدي؟! ميگه: نه، والله من چند تا دونتشوت هم زدم اما خيلي بزرگ بودن نتونستم بيارمشون. ميگن: دونشوت ديگه چيه؟ ‌اين چه نوع حيوونيه؟! تركه ميگه: ‌والله منم نميدونم، امايه حيوونايي وايساده بودن هي مي‌‌گفتند:DON'T SHOOT!! DON'T SHOOT!!
- تركه واستاده بوده دم ترمينال مي‌خواسته بره شمال. خلاصه يك سواري گير مياره، همينكه سوار مي‌شه، آرم بنزه توجهشو جلب ميكنه. از راننده ميپرسه: آقاي راننده، مي‌بخشيد ‌اين يارو چيه؟ رانندهه ميگه: اين آرمشه. تركه ميگه: ‌آرم چيه، فحشه؟! ميگه: نه بابا، اين سمبلشه، نشونه ماشينه. تركه: ميگه: آآهان! پس ‌نشونشه، فهميدم! خلاصه راه ميفتند. همينجوري كه داشتن تو جاده ميرفتن يه دفعه يه پيرمرده و خرش ميان وسط جاده. راننده با هزار بدبختي ردشون ميكنه و ميگذره، بعد ‌بر ميگرده تو آينه نگاه ميكنه ميبينه خره يه ور پرت شده پيرمرده هم يه ور. ميگه:‌اِه! من كه نزدم بهشون؟ تركه ميگه: برو بابا! نشونشه، نشونشه! اگه من درو باز نكرده بودم كه نميخورد بهشون! (فهمیدید؟)(فکر نکنم!)
- غضنفر زنش حامله بوده، نگاه ميكنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟‌ ميگه: بچه ست. ميگه: دوستش داري؟ ميگه: آره خوب، معلومه. ميگه: پس چرا قورتش دادي؟!
- غضنفر ده هزار تومن تو جيبش بوده مي‌خواسته بره عرق بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه، پولا روپرت ميكنه تو جوب!
- تركه چراغ علاالدين پيدا ميكنه، غوله چراغ ميگه: من غول چراغم هرچي ميخواي آرزو كن تا برات برآورده كنم! تركه ميگه: برو قدس رو آزاد كن! غوله ميگه: بابا دمت گرم! ما رو با اين اسرائيليا در نيانداز، اينا خطرناكن، بمب اتمي دارن، آمريكا پشت سرشونه، سر جدت يه چيز ديگه بگو! تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: باشه، ‌بيا يه كاري كن ديگه به ما تركا نگن خر! يهو غوله شروع مي‌كنه بند و بساطش رو جمع جور ميكنه كه بره، تركه بهش ميگه: هوي! كجا داري ميري؟! ميگه: قربونت! ميرم همون قدس روآزاد كنم!
- تركه ميره كتابفروشي ميگه: آقا كتاب تركها آدم ميشوند رو دارين!؟ يارو ميگه: نه آقا ما كتاب تخيلي نداريم!
- يك نفر رو مي‌خواستند تو آذربايجان اعدام كنند. بهش مي‌گن: تو حق داري نوع مرگت رو انتخاب كني. يارو هم اتاق گاز رو انتخاب ميكنه. خلاصه ميگيرند ميبرنش تو يه اتاقي، يارو نگاه ميكنه ميبينه اتاقه سقف نداره! مي‌زنده زير خنده، ميگه: هِهِه! اتاق گاز تركا رو ببين! تركا بهش ميگن:‌ بخند! ‌ وقتي كپسولاي گاز افتادند رو سرت، اونوقت مي‌فهمي!
- تركه و اصفهانيه و قزوينيه رو ميخواستن اعدام كنند. به اصفهانيه ميگن: چه جور ميخواي اعدامت كنيم؟ ميگه: با چوبه دار. ميان اعدامش كنن يه دفعه طناب دار پاره ميشه. قانون اعدام هم اين بوده كه اگه طناب پاره شه ديگه يارو بخشيده ميشده. خلاصه ولش مي‌كنند. بعد ميرسن به قزوينيه. بهش ميگن تو رو با چي اعدام كنيم؟ ميگه با گيوتين. اينم تا ميان اعدام كنن يه دفعه وسط راه گيوتين گير ميكنه و پايين نمياد. خلاصه قزوينيه هم بخشيده ميشه. نوبت تركه ميشه، ‌بهش ميگن: تو دوست داري چطوري اعدام شي؟ ميگه: والله طناب دارتون كه پاره ميشه، گيتينتون هم كه خرابه،‌ مارو تيربارون كنين!
- به تركه ميگن باباتو بيشتر دوست داري يا مامانتو؟ ميگه مامانتو!
------------------------------بقیش از سایت نبوی آن لاین است-----------------------
- دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف زدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم
- در مسابقة اسب‎دواني يك نفر صد هزار دلار روي اسب شمارة 28 شرط‏بندي كرد و اتفاقاً برندة 500 هزار دلار شد. مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شمارة‌ 28 شرط‏بندي كردي؟
گفت: ديشب خواب ديدم كه دائماً جلوي چشمم يك عدد 6 و يك عدد 8 مي‏آد.
مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟
گفت: مگه شيش هشت تا 28 تا نمي‏شه؟
- اولي: قراره گريم كنم و نقش يك ديوانة رواني رو بازي كنم.
دومي: حالا گريم چه ضرورتي داره؟
- منتقد ادبي از نويسنده پرسيد: شما از اصطلاح خلاء دردناك زياد استفاده مي‎كنيد، مگه ممكنه چيزي هم خالي باشه هم درد كنه؟
نويسنده گفت: عجيبه! مگه شما تا حالا سردرد نگرفتيد؟
- بيمار گفت: دكتر! اينقدر گوشم سنگين شده كه صداي سرفة خودم رو هم نمي‏شنوم.
دكتر گفت: خب بلندتر سرفه كن!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٥ - Pishi maloos