عکس خندنده دار !   



**1** و **2** و **3** و **4** و **5** و **6** و **7** و **8** و **9** و **10** و **11** و **12** و **13**
لینک
۱۳۸۱/۱٢/٢٤ - Pishi maloos

   تاسوعا و عاشورا در دوبی   

سلام‏‏‏‏‏‏... خوبم !
اول يه توضيح كوتاه بدم بعد مي رم سر اصل مطلب.
تو دوبي هم چون ايراني خيلي زياده هر سال تو يه سري از مساجدش مراسمات عزاداري برگذار مي شه. مامانم مي گفت :
ساعت 9 شب بود. ما تو مسجد بوديم. عزاداري تموم شده بود و داشتن شام مي دادن. يه دفعه يه خانم وارد شد و كنار ما نشست. از من پرسيد : هنوز شروع نشده ؟ گفتم : خيلي دير اومديد عزاداري تموم شده دارن شام ميدن. اون خانومه پرسيد : يعني هنوز قرآن سر نگرفتن ؟‌ !!!
لینک
۱۳۸۱/۱٢/٢٤ - Pishi maloos

   پيشی ملوس ...   

عکس پيشی :
رو اين کليک کنيد تا بزرگش بياد :
لینک
۱۳۸۱/۱٢/۱۸ - Pishi maloos

   حافظ جونم !   

دیشب به سیل اشک ره خواب می زدم
نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم
ابروی یار در نظر و خرقه سوخته
جامی به یاد گوشه محراب می زدم
هر مرغ فکر کزسرشاخ سخن بجست
بازش ز طره تو به مضراب می زدم
روی نگار درنظرم جلوه می نمود
وز دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ
فالی به چشم و گوش درین باب می زدم
نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم
بر کارگاه دیده ی بی خواب می زدم
ساقی به صوت این غزلم کاسه می گرفت
می گفتم این سرود و می ناب می زدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام
برنام عمر و دولت احباب می زدم
لینک
۱۳۸۱/۱٢/۱۸ - Pishi maloos

   تا 10 محرم نعطیله   

سلام.
1. از امروز تا بعد از عاشورا از عکس خنده دار و جوک خبری نیست.
2. یه سایت عکس پیدا کردم : ماه ! یکی از عکساشو به عنوان نمونه اینجا گذاشتم. (با تشکر از وبلاگ شیروشکر) :



روی خود عکس کلیک تا سایتش بیاد. متشکرم (از چی؟!!!)
لینک
۱۳۸۱/۱٢/۱٧ - Pishi maloos

   جوک (تکراری که نيست ... هست ؟‌)   

جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.

مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم.
مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.

پدر براي اولين بار ديد كه دخترش به جاي اينكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از يك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر پرسيد:
- كي بود؟
دختر گفت: شماره رو عوضي گرفته بود.

غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچة چراغي مأمور بود؟
پسر گفت: چرا!؟
غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن : نظرتون راجع به کوپن گوشت چیه؟
آمریکاییه می گه : کوپن چیه؟
آفريقايي مي گه: گوشت چیه؟
ايرانيه مي گه:نظر چيه ؟!
لینک
۱۳۸۱/۱٢/۱٤ - Pishi maloos

   I have been Kaffed ! (من کف کردم)   

سلام.
بازم يه وبلاگ جديد :


دختران کاین جلوه در اینجا و آنجا میکنند
ده عدد دوست پسر هر هفته پیدا میکنند
پرسشی دارم زدخترهای تهران باز پرس:
ماپسرها را چرا اینگونه شیدا میکنند؟
ابتدا با ناز و خشم و عشوه تورت میکنند
بعد از آن هی وعده امروز و فردا میکنند
با دماغی رو به بالا،قامتی بس خوش تراش
در میان کوچه های شهر غوغا میکنند
گوییا باور نمی دارند ما هم آدمیم
کاین همه جور و جفا در حق ماها میکنند


>> آب دستته بذار زمین برو به وبلاگ حزب جوانان زير آفتاب
-------------------------------------------------------
اینم وبلاگ اين دو چشم آبی (یا یه همچین چیزایی!) :
شبی پرسيدمش با بيقراری که غير از من کسی را دوست داری؟
دو چشمش از خجالت بر هم افتاد ميان گريه هايش گفت آری!
لینک
۱۳۸۱/۱٢/۱٤ - Pishi maloos

   جوک می خواستید ؟   

غضنفر میره کله پاچه فروشی. آقاهه می گه چشم بذارم؟ غضنفر می گه آره ولی صبر کن من برم قایم شم !
--------------------------------
معرفی یه وبلاگ باحال :

علائم اعتیاد به اینترنت:
1.ساعت 4 صبح که از خواب بیدار شده اید و برای اب خوردن به اشپزخانه میروید در بین راه ایمیل هایتان را چک میکنید.
2.وقتی مودم را خاموش میکنید احساس پوچی میکنیدمثل اینکه عزیزی را از دست داده اید.
3. در نامه های پستی هم از simley ( مثل D: ) استفاده میکنید
4.انتخاب بین پرداخت قبض آب و هزینه اشتراک اینترنت آسان است باید مدتی بی آبی را تحمل کرد.
5. تنها ارتباطتان با افراد منزل از طریق ایمیل است.
6. بر روی کنترل تلویزیونتان هم دابل کلیک میکنید.

خوشتون اومد ؟ پس برید بقیه شو از وبلاگ شمبوز کمپولی (خدا کنه اسمشو درست نوشته باشم) بخونید.
لینک
۱۳۸۱/۱٢/۱٤ - Pishi maloos

   چند تا عکس جالب   

با تشکر از خانم ش.الف (!!!) و آبجی کوچیکه :


اینم بقیه اش :
**۱** . **۲** . **۳** . **۴** . **۵** . **۶** . **۷** . **۸**
لینک
۱۳۸۱/۱٢/۱٤ - Pishi maloos

   رای گیری   

عشق تپه ایست کز هر وری ............. می رود زان تپه بالا هر خری !

سلام
بالاخره مهلت رای گيری به پايان رسيد...
موضوعش چی بود ؟ آهان... همین که من اینجا چی بنویسم ؟ ‌فقط جوک ؟ شعر ؟ عکس پیشی ؟ یا حرفای دیگه هم بزنم ؟
پس از شمارش آرای ماخوذه از ۵۹۲ صندوق رای نتايج رای گيری به صورت زير اعلام می گردد :
تعداد آرای موافق با جوک خالی : يک رای !!!
تعداد آرای موافق با حرفهای ديگه : دو رای !!!
چون تعداد رای ها خیلی زياد بود ... يه کم تو شمارشش به مشکل بر خوردم ! ولی خوب به هر حال بر طبق اکثريت قريب به اتفاق آرا از اين به بعد من به جز مطالب طنز، مطلب جدی هم می نویسم. از این به بعد... منتظر باشید.
لینک
۱۳۸۱/۱٢/۱٢ - Pishi maloos

   سايت عکس   

آدرس سايت عکسهای خنده دار / ملوس : ديگه عکسامو ميذارم اينجا :



البته هنوز چيزی توش نذاشتم !!! ايشاللا از فردا.
قربون شما : پيشی ملوس
لینک
۱۳۸۱/۱٢/۱۱ - Pishi maloos

   براي صرف ناهار تعطيل است !   

ميازار موري كه دانه كش است ............ كه جدش در آمريكا هفت تير كش است
سلام
ااااااااه اعصابم خورد شد. من یه مشکل دارم که هنوز حل نشده:
- کجا می شه يه عکس کوچولو مچولو رو توی نت آپلود کرد که هم پول نخواد هم اينکه بشه از جاهای ديگه بهش لينک داد؟ می خوام لوگو بذارم.
- دارم يه سايت می سازم که قراره از اين به بعد همه ی عکسامو (خنده دار و ملوس) اونجا بذارم. البته هنوز کامل نشده. ولی تو هفته ی ديگه همه ی عکسامو مي ذارم توش.
آدرسش قراره اين باشه.
- روش كارت ها : خيلي ساده است. اون همه ي كارتها رو حذف مي كنه نه فقط اوني كه تو ذهن شماست ! يه بار ديگه امتحان كنيد. اين بار اسم همه ي كارتها رو روي كاغذ بنويسيد... خودتون متوجه مي شيد.
- يه آمار هم در مورد بلاگم بدم ببينيد چقدر ملت مارو تحويل گرفتن (تحويل کش شدم!)
تاریخ افتتاح بلاگ : ۱۵ دي. (البته از اول بهمن رسمي شد)
تعداد بازديد کننده ها : ۵۵۰ تعداد نظرات : ۴۰
تعداد جوکهای ارسالی : صفر ! تعداد عکسهای ارسالی : صفر !
.......................... (دوستان شرمنده کردن!!!) ............................
البته من قبلا يه بار يه سری جوک با عنوان جوکهای ارسالی (!!!) نوشته بودم. ولی خوب... اونها هم مال خودم بود. خالی بستم !
يه بارم که پرسيدم به نظر شما من چی تو بلاگم بنويسم‏‏‏‏ فقط ۲ نفر نظر دادن. يعني براي بقيه هيچ فرقي نمي كنه چي باشه؟ شما فقط جوك دوست داريد‌؟‌ يا مثلا شعر ... خاطرات با مزه؟ يا چميدونم ... بحث؟ چي مي خواهيد؟ مثلا عكس طنز دوست داريد يا عكس پيشي؟ يا هيچ كدوم‌؟
به همين مناسبت من طي يك حركت خود جوش مردمي تا اطلاع ثانوي بلاگ رو تعطيل مي كنم. (اطلاع ثانوي روز شنبه خواهد بود!)
لینک
۱۳۸۱/۱٢/٧ - Pishi maloos

   فقط ميتونم بگم :‌ مععععععععععععع   

سلام. يه چيزی پيدا کردم توی نت که اولش باورم نمی شد !!!
آقا ۶ تا کارت به شما نشون می دن. می گن يه کيشو تو ذهنت در نظر بگير، به منم نگو !
ok رو میزنی، بهت می گه کدوم کارت تو ذهن تو بوده !!! همیشه هم درسته !!! البته روشش زود لو رفت، ولی به بار امتحان کردنش می ارزه. آدرس سایتشم اینه برید حال کنید...

اينم طالع بينی هندی! خيلی جالبه. هر کی ديده گفته : کاملا درسته !!! بی شوخی می گم حدود -۷۰۶۰ درصد درست در میاد.
لینک
۱۳۸۱/۱٢/٥ - Pishi maloos

   جوک   

- تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم!!!
- آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!!!
- باباهه (هواسش نبوده که کلاش سرشه) به بچش می گه برو کلاه منو بیار. بچه می گه : بابا کلاهت که رو سرته ! باباهه می گه : اه...پس...نمی خواد بری بیاری ! (اونایی که دوزاریشون نیفتاد بگن تا روشنشون کنم)
- غصنفر میره خونه علی آقا. شب می خوابه. غضنفر هی تو خواب می گفته تشنمه،تشنمه،... که نمی ذاشته علی آقا بخوابه. خلاصه این علی آقا بعد از یک ساعت بی خوابی اعصابش خورد می شه میره یه لیوان آب میاره غضنفر رو بیدار میکنه و آب رو می ده بهش. دوباره می خوابن. بعد از چند دقیقه...غضنفر می گه آخی تشنم بودا ! آخی تشنم بودا ! ... (تا صبح!)
- غضی میره ساندویچی. یارو میگه چی می خورید؟ میگه : ساندویچ. یارو می پرسه ساندویچ چی ؟ غضی می گه : اونش دیگه به شما مربوط نیست !
لینک
۱۳۸۱/۱٢/٥ - Pishi maloos

   من اومدم !   

مزن بر سر ناتوان دست زور ...................... سرش می شکند احمق بی شعور !
سلام، خوبم !
مطمئناْ هر کدوم از دوستام که این طرز سلام کردن رو ببینن فورا می فهمن کار کیه ! هر چند قرار بود خودم رو معرفی نکنم ، ولی نشد دیگه !
معمولاْ دو تا اشکال از من می گیرن :
1- این چه اسمیه واسه بلاگت گذاشتی ؟
2- مُرديم چقدر جوک می نويسی. يه خورده هم حرفای دلتو بنويس .
لطف کنيد و نظرتونو راجع به اين موضوع بگيد. (مخصوصا دوميش) بالاخره من چيکار کنم؟
می تونم مثلا جوکهارو لینک بدم، بقیه حرفها رو بنویسم. خوبه ؟
آهان اینکه بقیه حرفام چیه... فکر می کنم بیشتر مربوط به چت، و مسایل اجتماعی باشه. هر چی شما بگید.
تا شما فکراتونو می کنيد من يه لطيفه بنويسم :
در زمان قديم، یه نفر می خواسته یه نوکر بگیره. میره پیش ملای شهر، بهش می گه یه استخاره برای من بکن ، ببینم این چه جور آدمیه. ملا واسش استخاره می کنه و میگه : خوب اومد. انسان بسیار خوب و پاکیه. فقط یه اشکال داره، شبها که می خوابه جاشو خیس می کنه !!! خلاصه طرف جدی نمی گیره و میره. یک ماه بعد دوباره برمی گرده : میگه آره درسته ! شبها جاشو خیس می کنه، ولی شما چه جوری فهمیدین ؟ ملا می گه استخاره کردم این آیه آمد : جنات تجری من تحته الانهار !!!
لینک
۱۳۸۱/۱٢/٥ - Pishi maloos

   جوک تموم شد !   

آره خودمم می دونم که خیلی بی مزس ! چی کار کنم؟ باید پاستوریزه باشه دیگه... جوک کم آوردم : کمک !

- فرق باطری با مادرزن : باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مادرزن هيچ چيز مثبتی نداره!
- دو مرد مسن با هم صحبت می کردند. يکی از آنها گفت : ديشب با همسرم يه فيلم خيلی قشنگ ديديم. دومی پرسيد اسم فيلم چه بود؟ اولی هر چه فکر کرد يادش نيامد. گفت تو بايد کمی کمکم کنی. آن کدام گل است که خوشبو است و تيغهای کوچک و تيز دارد؟ دومی جواب داد : رز. اولی گفت : آره آره... درسته بعد زنشو صدا زد : ‌آهای رز، اسم اون فيلمی که ديشب ديديم چی بود؟
- یک خارجی که از ایران دیدن می کرد، در شهری دید که همه ی مردم به سر و صورت خود می زنند و گریه می کنند. پرسید چه شده ؟ راهنما گفت یکی از امامانشان فوت کرده. توریست گفت کی؟ راهنما گفت : حدود 1400 سال پیش. توریست گفت : اینجا چقدر خبرها دیر به دست مردم می رسد !
- یه عالمه جوک خوندم که همشون موضوعشون یه چیز بود : طرف تو بیمارستان بستری بوده، و از طریق لوله به او تنفس می دادند. یک روز که همسرش یه عیادتش رفت، دید که ناگهان حال بیمار بد شد و رنگش پرید، یک ورق کاغذ برداشت و در آن چیزی نوشت و به زنش داد. خلاصه طرف مُرد. بعد وقتی همسرش آخرین وصیت شوهر رو خوند دید نوشته : پاتو از رو لوله اکسیژن بردار، دارم خفه می شم !
- غضنفر یه بیماری لاعلاج داشت. بهش گفتن برای اینکه شفا بگیری باید 40 شب عبادت کنی، و بعد بری تو یه غار تا صبح منتظر بشی تا حضرت خذر بیاد و شفات بده. غضنفر هم 40 شب عبادت کرد و شب بعد یه غار خوش فرم (!) پیدا کرد، با دوستان وداع کرد و عازم غار شد. فرداش خبر رسید که غضنفر لت و پار شده و تو بیمارستان بستریه. دوستان رفتند به عیادتش. غضنفر گفت : والا من می دونستم حضرت خذر نازل ولی نمیدونستم با قطار میاد !
لینک
۱۳۸۱/۱٢/٢ - Pishi maloos