نظر من در مورد تحريم   

this is where the one who knows
Meets the one who does not care
The cards of fate
The older shows
To the younger one, who dares to take
The chance of no return


اين کاريکاتور رو ببينيد

 

تحریم وقتی نتیجه می ده که تعداد تحریم کننده ها زیاد باشه. بله، اگر مثلا ۷۰ درصد مردم شرکت نمی کردند، این می تونست نشان دهنده ی اعتراضشون باشه.  ولی الان خودتون دارید نتیجه ی تحریم رو می بینید.

اگر فرض کنیم ۵ درصد تحریم کردن... این ۵ درصد  فقط باعث شدن به  جای اینکه تعداد کل شرکت کنندگانر انتخابات ۶۸ درصد باشه، این عدد به ۶۳ درصد نزول پیدا کنه. که مطمینا هیچ تاثیری در هیچ کجا نداره.

در واقع این عده با تحریمشون هم نتونستن صدای اعتراضشون رو به کسی برسونن.

ولی با توجه به نزدیک بودن بسیار زیاد آرای کاندیداها به همدیگه، همین ۵ درصد ميشه بيش از دو میلیون نفر. می دونید اختلاف هاشمی با احمدی نژاد فقط ۴۵۰هزار نفر بوده؟ می دونید اختلاف معین با احمدی نژاد حدود یک و نیم میلیون نفر بوده؟ پس میزان تاثیر گذاری این دو میلیون نفر کاملا مشخصه.
بیایید دوباره اشتباهمون رو تکرار نکنیم. دیدید که تحریم جواب نداد.
 

لینک
۱۳۸٤/۳/۳٠ - Pishi maloos

   تقلب در انتخابات ؟   

برای خواندن بقيه ی حرف های کروبی اينجا کليک کنيد
(مطالب فوق به نقل از سايت ايرنا و روزنامه شرق هستند)
من از خودم در نياوردم!!!


بقيه لينک ها
 

اين وبلاگ رو حتما ببينيد خيلی باحاله

مايکل جکسون از تمام اتهاماتش تبرئه شد

آيا سيم کارت اعتباری تاليا مقرون به صرفه است ؟

عکس طرفداران هاشمی ۱
عکس طرفداران هاشمی ۲
عکس طرفداران هاشمی ۳

لینک
۱۳۸٤/۳/٢٥ - Pishi maloos

   جوک   

قاسم آقا، تو يه جمعي باد ول مي ده و آبروش مي ره، دعا مي کنه و مي گه: خدايا من رو مثل اصحاب کهف يه سيصد سالي بخوابون، دعاش مستجاب مي شه، بعد از سيصد سال وقتي بيدار مي شه و مي ره نونوايي، نونواييه پوله رو مي گيره و بهش مي گه: اين که مال عهد قاسم باد ول دهه ست !!!

 

مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!

 

غضنفر در يكي از سخنرانيهاش ميگه: عزيزان مربع زندگي سه ضلع داره ايمان و تقوا !

 

تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه:‌ امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور می كني؟

 

كوره ميره تو آشپزخونه دستش ميخوره به رنده ميگه: اين چرت و پرت ها چيه اينجا نوشته؟

 

يه سکه تو قزوين مي افته رو زمين و آثار باستاني مي شه.

 

محققان دستگاهي اختراع كردن كه اگر كسي دروغ مي گفت منفجر مي شد، براي اين كه دستگاه رو امتحان كنن، يه اصفهانی رو با حسن آقا و غضنفر مي آرن براي آزمايش. به اصفهانيه مي گن: اگه يه مهمون سر زده بياد خونتون، چي كار مي كنين؟ اصفهانيه مي گه: ما غذايي رو كه داريم مي خوريم رو از دهنمون در مي آريم و مي ديمش به مهمون ... بمب. همين سوالو ار حسن آقا مي كنن؟ حسن آقا مي گه: ما نه تنها غذا رو از دهنمون در مي آريم و مي ديم به مهمون، سند خونمون رو هم به نامش مي زنيم... بمب. نوبت به غضنفر که مي رسه، غضنفر مي گه: ما آدم ها... بمب. (تشخيص مليت غضنفر بر عهده ی خوانندگان است)

 

لينک : - يه متن خيلی جالب

لینک
۱۳۸٤/۳/۱٥ - Pishi maloos

       

Pishi maloos

 ماجرای عمو پورنگ +۱۸

يه دختر کوچولو زنگ می زنه به برنامه عمو پورنگ. عمو پورنگ می گه خوب عزيزم بگو ببينم اسمت چيه؟ می گه مريم. می گه خوب مريم خانوم... هرچی من می گم تو بگو مريم. دختره می گه باشه. عمو پورنگ می پرسه کی خانومه؟ می گه مريم. کی خوشگله؟ می گه مريم. کی درساشو خوب می خونه؟ می گه مريم. عمو پورنگ می گه: کی وقتی از در مياد تو مامان بوسش می کنه؟ دختره ميگه: بابا !!!

Offlines !

faghat mikhastam behet ino begam, I love u, I love u, I love u, I love u, I love u, I love u, I love u. Hey! kheili hayajaan zade nasho, man horoofe dige ro ham doost daram ...v, w, x, y, z !!!

ino bedoon ke tooye doonya yek ghalb hast ke faghat be khatere to mitape va oon ghalbe khodete !!!

jigaram! nafasam! eshgham! zendegiiim! nazam! khoshgelam! maham! fadat sham! bemiram barat elaaaaahi!................ khob dige behtare az jeloye ayene beram kenar !!!

English

A Concerned Husband ...  
A husband goes to his doctor and complains that his wife is getting deaf. The doctor asks him to confirm and convince himself before getting his wife over to the doctor.
 
The husband goes home and finds his wife is cooking dinner in the kitchen.He goes and stands 20 feet behind her and asks her , "What are we having for Dinner?" No Answer.
He walks another 5 feet towards his wife and asks her the same question again. No answer. He moves even further and is 1 feet away from his wife and asks ," What are you cooking for dinner?" No answer.
Almost convinced , he finally walks very close to his wife and standing next to her asks the same question again.
 
The wife says, "This is almost the fourth time I am telling you , I am cooking Chicken ..."

لینک
۱۳۸٤/۳/٤ - Pishi maloos