جوک !   

جوک های جديد :

يه بسيجيه روی پيغام گيرش گذاشته بود: سلام عليکم.

لطفا بعد از شنيدن سوره بقره پيغام خود را بگذاريد!


یه روز یه بابایی یه دستش قطع شد, خیلی از زندگی ناامید شده بود. راه افتاد تو خیابون یه جا دید یه یارو کنار خیابون قر میده و بالا پایین می پره. رفت جلو دید یارو دوتا دست هم نداره. تعجب کرد به یارو گفت بابا دمت گرم عجب روحیه ای داری با این وضع قر میدی. یارو گفت برو بابا روحیه چیه کونم میخاره نمیدونم چیکار کنم ...


تركه برف پاكن ماشين ميزنه هيپنوتيزم ميشه.


ترکه میره نماز جمعه، جو میگیرش، موج مکزیکی میاد!


پليس جلو يه تركه رو مي گيره ميگه كارت ماشين،گواهي نامه، بيمه.تركه مي گه چه كار كنم جمله بسازم!


تركه ميره چلو کبابی گارسون مياد ميگه: چی ميل دارين ترکه ميگه: يه پرس چلو کباب گارسونه ميگه با کمال ميل تركه ميگه : نه با سماغ و دوغ!


به ترکه میگن شما ترکی؟ میگه نه به خدا بیا بگرد!


كرم ابريشم قرص ايكس مي خوره پليور مي دوزه !

جوک های قديمی :

پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!

مي دونين چرا ناپلئون از کمر بند قرمز استفاده مي کرده است؟ چون شلوارش گشاد بوده!

ميدونين يک نقطه آبي که رو ديوار حرکت کنه چيه! معلومه ديگه يک موروچه است که شلوار لي پوشيده.


وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!


روزي معلم به شاگرد ميگه: پنج تا حيوان درنده نام ببر. شاگرده ميگه: دو تا ببر سه تا شير.


روزي شاگردي از معلمش پرسيد: آقا چرا بعضي ها ميگن كتاب, متاب يا ماست, پاست و..... معلم: پسرم اونها سواد مواد ندارند!


یه روز يه نفر ميره دکتر، به دکتر ميگه: نمي دونم چرا همه چيز را دو تا مي بينم؟ دکتر ميگه هر دوي شما اين جوري هستين؟


از يک دکتر مي پرسن خط وسط قرص براي چيه؟ ميگه که اگر قرص با آب پايين نرفت با پيشگوشتي پايين کنند!


يك پيرمرد مافنگي رفت پيش دكتر و شكايت داشت كه بي اختيار از او باد خارج مي شود و گفت: آقاي دكتر خوشبختانه بي بو است مثل همين الان كه در حضور شما هستم. دكتر كه از بوي گند داشت خفه ميشد و دماغش را گرفته بود, رو به پيرمرد گفت: فعلا در اين مرحله بايد دماغ شما را معالجه كنم, كنترل باد بماند براي جلسه آينده!


عده اي از دوستان قوچعلي سوار آسانسوري شدند و چون بلد نبودند آن را كار بياندازند همانطور ساكت در آسانسور ايستادند. بعد از مدتي نسبتا" زياد مرد شيك پوشي وارد شد و بلافاصله دكمه اي رو زد و آسانسور شروع به بالارفتن كرد, يكي از دوستان قوچعلي فرياد زد: براي سلامتي آقاي راننده, صلوات بلند!

 

چند تاش تکراری بود ؟

اين متن هم جالبه : المپيک ۲۰۰۸ در تهران

لینک
۱۳۸٤/٥/٤ - Pishi maloos