جوک و اينا   

هر کی به من لينک داد خبرم کنه تا جبران کنم

اين شعر رو فکر کنم مجتبی کبيری خونده نمی دونم شاعرش کيه.

اين شعر رو فکر کنم مجتبی کبيری خونده نمی دونم شاعرش کيه.
چه كسی خواهد ديد مردنم را بی تو؟
گاه می انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس می گويد
آن زمان كه خبر مرگ مرا مي شنوي
روی خندان تو را كاشكی مي ديدم
شانه بالا زدنت را بی قيد و تكان دادن دستت كه مهم نيست زياد
و تكان دادن سر...
چه كسی باور كرد؟
جنگل جان مرا آتش عشق تو خاكستر كرد...
ميتوانی تو به من زندگانی بخشي
يا بگيری از من آنچه را مي بخشي...

جوک

يه روز از غضنفر می پرسن آزادی بلند تره يا برج ميلاد ميگه آزادی؛ دوباره می پرسن می گه آزادی ميگن چرا می‌گه چون آزادی پاهاش و باز كرده اگر ببنده بلندتره.

غضنفر یه 1000 تومنی رو زمین پیدا میکنه برش میداره بعد میندازش میگه نه بابا ما ازین شانسا نداریم!

يه بار غضنفر تو مسابقات قرآن شركت ميكنه سوره ي بني اسراييل بهش ميفته از دور مسابقات انصراف ميده.

غضنفر ميره مكه سرش تو حجرالسود گير ميكنه, ميترسه ميگه: خدايا منو نخور!

یه p حامله میشه میشه B

اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
- بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن

-دو تا برادره آخره شر بودن و پدر محل رو درآورده بودن، ديگه هروقت هرجا يك خراب كاريي ميشده، ملت ميدونستن زير سر اين دوتاست. خلاصه آخر بابا ننشون شاكي ميشن، ميرن پيش كشيشِ محل، ميگن:‌ تورو خدا يكم اين بچه‌هاي مارو نصيحت كنيد،‌ پدر مارو درآوردن. كشيشه ميگه: ‌باشه، ولي من زورم به جفتِ اينا نميده، بايد يكي يكي بياريدشون. خلاصه اول داداش كوچيكه رو ميارن، كشيشه ازش ميپرسه: پسرم، ‌مي‌دوني خدا كجاست؟ پسره جوابشو نمي‌ده، همين جور در و ديوار ر و نگاه مي‌كنه. باز يارو مي‌پرسه: پسرجان، مي‌دوني خدا كجاست؟ دوباره پسره به روش نمياره. خلاصه دو سه بار كشيشه همينو مي‌پرسه و پسره هم بروش نمياره، آخر كشيشه شاكي ميشه، داد ميزنه: بهت گفتم خدا كجاست؟! پسره مي‌زنه زير گريه و در ميره تو اتاقش، در رو هم پشتش مي‌بنده. داداش بزرگه ازش مي‌پرسه: چي شده؟ پسره ميگه: بدبخت شديم! خدا گم شده، همه فكر مي‌كنن ما برش داشتيم

تركه سوار ماشين تهرونيه بوده، تهرونيه هم يهو كل ميگذاره، پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 1۲0... 150...160... بعد برميگرده به تركه ميگه: ترسيدي؟! به خودت شاشيدي؟! تركه ميگه: سيكتير بابا!! بيا بهت سرعت نشون بدم! خلاصه تهرونيه رو ميبره سوار پيكانش ميكنه، بعد پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100.... 120...140...160... 180... برميگرده به تهرونيه ميگه: حالا ترسيدي؟ به خودت شاشيدي؟! تهرونيه ميبينه اين يارو كله خره، داره همينجور گاز ميده.. ميگه: آره بابا شاشيدم... بيخيال شو! تركه برميگرده ميگه: الان ديگه بريني هم فايده نداره، ترمز بريده!!! ببخشيد يه کم بی ادبی بود!

يه مطلب قديمی ولی خيلی باحال : اگه...

- اگه يه بار همه 20واحد رو توي يه ترم افتادين: بي خيالش
-اگه شما رو با نمره 11.99مشروط كردن: خوب... شده ديگه
-اگه استاد مي‌خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم: بگه
-اگه يه دفعه‌هارد ۱۲0 گيگابايت شما هاپولي‌هاپو شد: پيش مياد ديگه
-اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه: ببازه
-اگه سر مراسم خواستگاري، همونجا، عروس خانوم گفت نه: ايشاالله خوشبخت بشه
-اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما: مسئله‌اي نيست
-اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6، ساعت 7 رفتين سر كار: دقيقا رفتين سر كار
-اگه كفشي كه امروز واكس زدين رو، همه لگد مي‌كنن: تعجبي نداره
-اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين: مباركه، عروسي رو كه نمي‌شه نرفت
-اگه کار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي‌زنين: اينجوري هم يه صفايي داره
-اگه توي انتخاب واحد به شما 13واحد بيشتر نرسيده: حتما حكمتي توي اون بوده
-اگه بعد از 3ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعت 500 تومن وصل شده بودين: مهم نيست
-اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن: لبخند بزنين
-اگه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و شما پنچر‌گيري بلد نبودين: خودتون رو نبازين
-اگه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده: عيبي نداره بابا
-اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا" كنار شما رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد، شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد، و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد... نه! اين يكي رو شرمنده. آدميزاد هم يه تحملي داره!

يه شعر جالب در مورد برره

لینک
۱۳۸٤/۱٠/۱٥ - Pishi maloos