جوکهای ارسالی   

این جوکها رو دوستان برام فرستادن. البته من مسوولیت با مزه یا بی مزه بودنشو قبول نمی کنم ها !
۱- يه موتوريه با هوندا داشته تو خیابون می رفته يه دفعه يه وسپا مياد ميرسه بهش. رانندش می پرسه : تاحالا وسپا روندی؟ و ويژژژژژژژژژ گاز ميده با سرعت دور می شه. هونداييه بهش بر می خوره می گه اااااا نبايد بذارم يه وسپای قراضه ازم جلو بزنه. گاز ميده خلاصه می رسه به وسپاييه بهش می گه تا حالا هوندا روندی؟ و ويژژژژژژژژ رد می شه. باز دوباره وسپاييه مياد بهش می رسه می پرسه : تا حالا وسپا روندی؟ و با سرعت دور می شه : هونداييه که خيلی بهش برخورده بود گازو لول می کنه سر ۴ راه می بينه وسپا تصادف کرده. می ره بهش می گه : آخه تو که اينکاره نيستی واسه چی کورس می ذاری؟ وسپاييه می پرسه : تا حالا وسپا روندی؟ هوندایی می گه آره. می گه : ترمزش کجاست؟
۲- اين يکی مال زمان جنگه : گروهان ترکها ميرن عمليات. عراقيها فهميده بودن که طرف مقابلشون ترکها هستن، زرنگی کردن : اسم ترکها رو بلند صدا می زدن مثلا می گفتن : اصغر کیه؟ یارو از همه جا بی خبر پا می شد وای میستاد می گفت منم. اونا هم از فرصت استفاده می کردن با تیر میزدنش. همین تور یکی یکی همه رو صدا می کردن. ترکا میبینن خیلی وضع خرابه، می شینن فکر می کنن به این نتیجه میرسن که اونها هم همین کارو بکنن. یکیشون عراقیها رو صدا میزنه می گه : جاسم کیه؟ هیچ کی جواب نمی ده. باز می پرسه کسی جواب نمی ده. چند ثانیه بعد عراقیه میگه : کی بود با جاسم کار داشت؟ ترکه پا می شه می گه من !!! با تیر میزننش !
3- چهار تا ترک میرن سوار آسانسور می شن. ولی بلد نبودن چکار باید بکنن. دکمه ها رو نمی زدن آسانسور هم وایساده بود. یه نیم ساعت می گذره یه نفر میاد سوار آسانسور می شه دکمه رو می زنه آسانسور راه میافته. یکی از ترکا می گه : سلامتی آقای راننده صلوات !
4- یه مار با یه جوجه تیغی ازدواج میکنه بچشون میشه سیم خاردار!
5- ترکها با رشتی ها سر دریای خزر دعواشون می شه. اینا می گفتن مال ماست، اونها هم می گفتن مال ماست. آخرسر قرار می شه با یه طناب دریا رو نصف کنن. یه شب رشتیا میگن : ا ا دیدی عجب کلاهی سرمون رفت؟ قبلا همه دریا مال ما بود حالا نصفش. خلاصه تصمیم می گیرن برن یواشکی یه کم طناب رو جابجا کنن تا سهمشون بیشتر بشه. میرن طنابو تکون بدن می بینن ترکها صف کشیدن دارن آبو از این طرف طناب می ریزن اون طرف !
6- به ترکه میگن با گوهر جمله بساز. میگه توی گو، هر وقت منو میبینی میگی جمله بساز!
7- تركه شاكي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ انچهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ انچهره!
<<< بابا جوک بی ادبی نفرستید >>>
8- تركه ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه: اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاه به كيف پولش ميكنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده و شروع ميكنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس می رسه تهران، رانندهه ميبينه تركه داره از دور می دوه و میاد و هی فحش می ده. تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: مردک فلان فلان شده چرا هر چی داد می زنم نگه نمی داری؟ من می خواستم کرج پياده شم!
9- بچه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسر ترك جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره ور ميداره يه هزاري ميذاره كف دست يارو. تركه تو تاريكي نگاه ميكنه به هزاري، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد حضرت امام، تو تاريكي نشناختمتون!
10- تركه تو مسابقه دو دوپينگ ميكنه، ازقضا آخر ميشه! رفقاش ميپرسن: بابا چرا آخر شدي؟ميگه: آخه نميخواستم بهم مشكوك شن!
لینک
۱۳۸۱/۱۱/٢۸ - Pishi maloos