جوک   

- تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم!!!
- آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!!!
- باباهه (هواسش نبوده که کلاش سرشه) به بچش می گه برو کلاه منو بیار. بچه می گه : بابا کلاهت که رو سرته ! باباهه می گه : اه...پس...نمی خواد بری بیاری ! (اونایی که دوزاریشون نیفتاد بگن تا روشنشون کنم)
- غصنفر میره خونه علی آقا. شب می خوابه. غضنفر هی تو خواب می گفته تشنمه،تشنمه،... که نمی ذاشته علی آقا بخوابه. خلاصه این علی آقا بعد از یک ساعت بی خوابی اعصابش خورد می شه میره یه لیوان آب میاره غضنفر رو بیدار میکنه و آب رو می ده بهش. دوباره می خوابن. بعد از چند دقیقه...غضنفر می گه آخی تشنم بودا ! آخی تشنم بودا ! ... (تا صبح!)
- غضی میره ساندویچی. یارو میگه چی می خورید؟ میگه : ساندویچ. یارو می پرسه ساندویچ چی ؟ غضی می گه : اونش دیگه به شما مربوط نیست !
لینک
۱۳۸۱/۱٢/٥ - Pishi maloos