جوک (تکراری که نيست ... هست ؟‌)   

جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.

مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم.
مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.

پدر براي اولين بار ديد كه دخترش به جاي اينكه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از يك ربع حرف زدن تلفن رو قطع كرد. پدر پرسيد:
- كي بود؟
دختر گفت: شماره رو عوضي گرفته بود.

غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچة چراغي مأمور بود؟
پسر گفت: چرا!؟
غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.

از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني می پرسن : نظرتون راجع به کوپن گوشت چیه؟
آمریکاییه می گه : کوپن چیه؟
آفريقايي مي گه: گوشت چیه؟
ايرانيه مي گه:نظر چيه ؟!
لینک
۱۳۸۱/۱٢/۱٤ - Pishi maloos