اومدم بابا !   

اولا که : چه خبرتونه ؟ خوب حالا ! ميام ! همش ۱۵ روز ننوشتم. (از قديم گفتن دست پيش رو بگير که پس نيفتی)

ثانوا که :  يه سری از همين دست نشانده های استکبار جهانی اومدن تو نظرخواهی نوشتن : مطلب جديد لطفا !!!
چيز ديگه ای نمی خواين ؟ نون اضافه، سالاد ... ؟ من فقط می تونم بگم : کووووووووووفت ! ( excuse me for the unpleasance )
وقتی بهتون می گم مطلب بديد شرمنده ايد ! اونوقت ...

ثالثا : به دليل شروع شدن امتحانات دانشگاه، اينجا تا ۱۲ شهريور همچنان تق و لق خواهد بود.

جوکهای قبلی (تکراری ۶) :

 -   به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!
-   خبر جدید رو شنیدید؟ رشتیهای تک پدر از سربازی معاف شدن !
-   كوره ميره تو آشپزخونه دستش ميخوره به رنده ميگه: اين دری وریها چيه اينجا نوشته؟!
-   غضنفر تو يك دهي دكتر بوده، ميخواسته به يك زنه آمپول بزنه. زنه ازين شليته‌هاي لايه لايه پاش بوده، هرچي غضنفر دامناش رو بالا ميزده، تموم نميشده. آخر غضنفر شاكي‌ميشه به زنه ميگه: ببخشيد خانم، كون شما صفحه چنده؟!
-    يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكي‌يكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو مي‌شه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه،‌ از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!
-    به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند!
-     غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش مي‌پرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني!
-    يه تركه و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمي در باره پيشرفتهاي علمي كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت تركه ميرسه، هر چي فكر ميكنه چيزي به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف مي‌كنن، ميگن يعني چي، مگه ميشه؟ يعني واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! تركه ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر!
-    دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، ‌اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، ‌گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه ‌دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو!
-   غضنفر زنگ ميزنه به دوست دخترش ميگه: شهناز فردا بيا، خونمون خاليه. فردا دختره مياد، هر چي در ميزنه هيچكي در رو باز نميكنه!
-   غضنفر بچش روز بعد از عيد فطر به دنيا مياد اسمشو می ذاره پست فطرت !
-   غضنفر تعويض روغنی باز می کنه ورشکست می شه. تعويض روغنی رو طبقه دوم باز کرده بوده !
-   غضنفر خودشو دار ميزنه. پزشکی قانونی اعلام می کنه : دليل مرگ : ضربه ی مغزی. می رن تحقيق می کنن می بينن با کش خودشو دار زده !
-   غضنفر تو آتش سوزی می ميره :‌ پزشکها می گن : علت مرگ ۱۰٪ سوختگش ۹۰٪ کوفتگی. مي رن تحقيق می کنن می بينن :‌ دوستاش با بيل آتيشو خاموش کردن !

لینک
۱۳۸٢/٦/٢ - Pishi maloos